|
در قسمت دوم از نگاهي به شخصيت عرفاني امام خميني (ره) چشم اندازي داريم به نقش و ويژگيهاي قرآن از منظر حضرت روح الله. با نگاهي به سخنان، كلمات و كتب امام خميني (ره) ميتوان به جايگاه خاص الخاص كلام الهي در ديدگاه ايشان پي برد.( و در اين ميان چيزي كه بيشتر از همه مشهود است رابطه عميق ، ژرف و ناگسستني قرآن و عترت در منظر عرفاني ايشان است « يكي از وصاياي رسول اكرم (ص)، وصيت به تلاوت قرآن است و فضل تلاوت و حفظ و حمل و تمسّك وتعلم و مداومت و مزاولت و تدبر در معاني و اسرار آن بيش از آن است كه بر فهم قاصر ما درست آيد.» چهل حديث ح29 ص297 در نظرگاه حضرت روح الله، مطلوب در تلاوت و قرائت قرآن كريم، نقش بستن و حك شدن معاني و مفاهيم اين كتاب شريف در قلب و روح انسان است. « و معلوم است كسي كه تفكر و تدبر در معاني قرآن كرد، در قلب آن اثر كند و كم كم به مقام متقين رسد. و اگر توفيق الهي شامل حالش شود، از آن مقام نيز بگذرد و هريك از اعضا و جوارح و قواي آن آيه اي از آیات الهيّه شود و شايد جذوات و جذبات خطابات الهيه او را از خود بيخود كند و حقيقت إقرأ وإصعد را درهمين عالم دريابد تا آنكه كلام را بي واسطه از متكلمش بشنود و آنچه در وهم تو و من نايد آن شود.» چهل حديث ص500
ايشان در معنای ترتيل ذیل آیه « وَرَتل القرآن ترتيلا» و در بیان حدیث مرتبط با آيه منقول از امام المتقين علي (ع) چنين معروض مي دارند: « پس انساني كه مي خواهد كلام خدا را قرائت كند و به آيات الهيه، قلب قاسي خود را مداوا كند و با كلام جامع الهي، شفاي امراض قلبيه خودرا بگيرد و با نور هدايت اين مصباح منير غيبي و اين « نورٌعلي نور» آسماني، طريق وصول به مقامات اُخرويه و معنويه آن را فراهم كند، نه مثل ما كه اگر گاهگاهي هم تلاوت قرآن كنيم، علاوه برآنكه از معاني و مقاصد آن و اوامر و نواهي و وعظ و زجر آن به كلي غافليم، و گويي آياتي كه درآن ذكر اوصاف جهنم و عذاب آن ، يا بهشت و كيفيات نعيم آن گرديده به ما ربطي ندارد وــ نعوذ باالله در خواندن كتاب قصه حضور قلب ما بيشتر و حواس ما جمع تر است از كتاب كريم خدايي ــ از آداب ظاهريه آن نيز غفلت كنيم.» چهل حديث ص504 حضرت امام (ره) فهم عظمت قرآن و دريافت حقيقت قرآن را از قدرت درك بشر بيرون دانسته و حصول اين حقيقت فقط به مكاشفه ي تامّه ي الهيّه براي ذات مبارك نبيّ ختمي مرتبت (ص) در محفل انس « قاب قوسين» بلكه در خلوتگاه سرّ مقام « اواَدني » ممكن گرديده است و خُلّص از اولياء الله كه به حسب سنخيت ذاتي و نورانيت معنوي با مقام روحاني ذات نوراني پيامبر (ص) و به واسطه تبعيّت تامّه، فاني در آن حضرت شدند و لذا: « حقيقت قرآن به همان نورانيّت و كمال كه در قلب مبارك آن حضرت تجلي كند به قلوب آنها منعكس شود بدون تنزّل به منازل و تطور به اطوار.» آداب الصلوة ص181 ايشان در كلامي بس بديع و نغز، وجوه عظمت قرآن را بدينگونه تبيين مي كنند: « بدان اي عزيز كه عظمت هر كلام و كتابي يا به عظمت متكلم و كاتب آن است و يا به عظمت مطالب و مقاصد آن است، و يا به عظمت نتايج و ثمرات آن است، و يا به عظمت رسول و واسطه آن است و يا به عظمت مرسل اليه و حامل آن است و يا به عظمت حافظ و نگهبان است و يا به عظمت شارح و مبيّن آن است و يا به عظمت وقت ارسال و كيفيّت آن است. و بعض از اين امور ذاتاً و جوهراً در عظمت دخيل است و بعضي عرضاً و بالواسطه و بعضي كاشف از عظمت است. و جميع اين امور كه ذكر شد، در اين صحيفه نورانيّه به وجه اعلي و اوفي موجود بلكه از مختصّات آن است كه كتاب ديگري را در آن يا اصلا شركت نيست و يا به جميع مراتب نيست.» آداب الصلوة ص181 در فرازهاي ديگري از همين كتاب، در فلسفه خلقت و نزول قرآن، حضرت امام، مقاصد مختلفي را بيان نموده اند كه هريك بنوبه خود نشان از فهم عميق قرآني ايشان دارد. مثلا ايشان يكي از مهمترين اهداف نزول قرآن را تهذيب نفوس و كيفيّت سيروسلوك الي الله مي دانند: « و ديگر از مقاصد و مطالب [ نزول قرآن از مقام قرب و قدس به عالم ظلماني و سجن طبيعت] دعوت به تهذيب نفوس و تطهير بواطن از ارجاس [ پليديهاي] طبيعت و تحصيل سعادت، وبالجمله، كيفيّت سيروسلوك الي الله است. و اين مطلب شريف بر دو شعبه مهمّ منقسم است: يكي تقوا به جميع مراتب آن كه مندرج در آن است: تقوا از غير حق و اعراض مطلق از ماسوي الله. و ديگري ايمان به تمام مراتب و شئون كه در آن مندرج است: اقبال به حق و رجوع و انابه به آن ذات مقدّس. و اين از مقاصد مهم اين كتاب شريف است كه اكثر مطالب آن بلاواسطه يا مع الواسطه به اين مقصد رجوع كند.» آداب الصلوة و در كتاب شريف « حديث جنود عقل وجهل» اين مطلب را در مقدمه كتاب بعنوان اصلي انكار ناپذير مورد تأكيد قرار داده اند: « .... مقصد قرآن و حديث، تصفيه عقول و تزكيه نفوس است براي حاصل شدن مقصد اعلاي توحيد و غالباً شرّاح [ شرح دهندگان] احاديث شريفه و مفسّرين قرآن كريم اين نكته را كه اصل اصول است، موردنظر قرار نداده اند و سرسري از آن گذشته اند و جهاتي را كه مقصود از نزول قرآن و صدور احاديث به هيچ وجه نبود، از قبيل جهات ادبي و فلسفي و تاريخي و و امثال آن مورد بحث و ترقيق و فحص و تحقيق قرار داده اند.»
+ نوشته شده در شنبه سی ام تیر 1386ساعت 1:59  توسط سيد علی
|
|
|
| set as your home page
Iran Java Script
|