|
از گشت و گذار درآيات قرآن و بوستان روايات اهل بيت عصمت و طهارت، مي توان به اهميت تعليم و تربيت و آموزش مبتني بر اصول ديني پي برد. براي تبيين و تأييد اين مطلب به چند آيه و روايت اشاره كرده و سپس به خبري در اين مورد از خبرگزاری فارس استناد مي كنم. خداوند در كلام نورانيش هدف از بعثت و برانگيختن پيام آوران خود را، آموزش و تعليم پيامش عنوان نموده است.آنجا كه مي فرمايد: لَقَدْ مَنَّ اللّهُ عَلَى الْمُؤمِنِينَ إِذْ بَعَثَ فِيهِمْ رَسُولاً مِّنْ أَنفُسِهِمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِن كَانُواْ مِن قَبْلُ لَفِي ضَلالٍ مُّبِينٍ خداوند بر مؤمنان منت نهاد ( نعمت بزرگى بخشيد) هنگامى كه در ميان آنها، پيامبرى از خودشان برانگيخت; كه آيات او را بر آنها بخواند، و آنها را پاك كند و كتاب و حكمت بياموزد; هر چند پيش از آن، در گمراهى آشكارى بودند. « آل عمران164» روزي پيامبر گرامي اسلام (ص) وارد مسجد شده و با دو گروه روبرو شدند. گروه اول به تعليم و تعلم و بحث و مذاكره علمي و گروه دوم به نماز و دعا و عبادت مشغول بودن. پيامبرفرمودند: هر دو گروه بر خير و صوابند، ولي من براي تعليم و آموزش فرستاده شده ام و در جمع كسانيكه به بحث و مذاكره علمي مشغول بودند نشستند. در سوره مائده آيه 32 خداوند ارزش آموزش ديني را برتر از خون بهاي انسانها دانسته است: مِنْ أَجْلِ ذَلِكَ كَتَبْنَا عَلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ أَنَّهُ مَن قَتَلَ نَفْساً بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسَادٍ فِي الأَرْضِ فَكَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِيعاً وَمَنْ أَحْيَاهَا فَكَأَنَّمَا أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعاً وَلَقَدْ جَاءتْهُمْ رُسُلُنَا بِالبَيِّنَاتِ ثُمَّ إِنَّ كَثِيراً مِّنْهُم بَعْدَ ذَلِكَ فِي الأَرْضِ لَمُسْرِفُونَ به همين جهت، بر بنى اسرائيل مقرر داشتيم كه هر كس، انسانى را بدون ارتكاب قتل يا فساد در روى زمين بكشد، چنان است كه گويى همه انسانها را كشته; و هر كس، انسانى را از مرگ رهايى بخشد، چنان است كه گويى همه مردم را زنده كرده است. و رسولان ما، دلايل روشن براى بنى اسرائيل آوردند، اما بسيارى از آنها، پس از آن در روى زمين، تعدى و اسراف كردند. روشن است كه منظور از احيا در اين آيه تنها زندگي مادي نيست؛ بلكه زندگي معنوي و ايماني است. در اين ميان آموزش دين و تعليم و تربيت معنوي در سنين خردسالي كه شالوده فكري و بنيان شخصيتي كودك در حال شكل گيري است، بسي با اهميت تر و ارزشمند تر است.
در روايتي از امام صادق(ع) نقل شده است كه ايشان مي فرمودند: « پدرم ما را قبل از طلوع خورشيد جمع مي كرد و دستور مي داد تا طلوع خورشيد ذكر خدا بگوييم و به هر كدام از ما كه قرائت قرآن مي دانست دستور قرائت قرآن مي داد.» در رساله حقوق امام سجاد(ع)؛ حضرت نيكو ادب كردن فرزند، راهنمايي او بسوي خداوند عزيز و جليل و ياري او بر اطاعت خداوند را از حقوق فرزندان بر پدران شمرده اند. تأييد اين فرمايش امام زين العابدين(ع) آيه 6 سوره تحريم است كه خداوند حكيم مي فرمايد: أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا قُوا أَنفُسَكُمْ وَأَهْلِيكُمْ نَاراً وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ عَلَيْهَا مَلَائِكَةٌ غِلَاظٌ شِدَادٌ لَا يَعْصُونَ اللَّهَ مَا أَمَرَهُمْ وَيَفْعَلُونَ مَا يُؤْمَرُون اى كسانى كه ايمان آوردهايد خود و خانواده خويش را از آتشى كه هيزم آن انسانها و سنگهاست نگه داريد; آتشى كه فرشتگانى بر آن گمارده شده كه خشن و سختگيرند و هرگز فرمان خدا را مخالفت نمىكنند و آنچه را فرمان داده شدهاند (به طور كامل) اجرا مىنمايند! و يا در آيه 132 طاها آمده است كه: وَأْمُرْ أَهْلَكَ بِالصَّلَاةِ وَاصْطَبِرْ عَلَيْهَا خانواده خود را به نماز فرمان ده; و بر انجام آن شكيبا باش! مولا اميرالمؤمنين سخن نغزي در اين باب دارند: « علِّموا اَنفسَكُم وَ اَهليكُمُ الخَيروَ اَدّبوهُم : بر خود و خانواده خود امور نيك و ادب بياموزيد.» و الي ماشاءالله فراوان است اينگونه احاديث و آيات و روايات نغز و بديع در اين باب كه بازگو كردن آنها به اطاله كلام مي انجامد. حال در عصر مدرنيسم و پست مدرنيسم، دانشمندان و انديشمندان غربي، پس از يك دوره طولاني سير قهقرايي در ايمان ستيزي و دين گريزي ، به اين نتيجه رسيده اند كه راه برون رفت از عفن بي ديني و گام نهادن در مسير عطرانگيز معنويت و ايمان، تعليم وآموزش ديني از دوران كودكي است. تتميم و تكميل كلام خبري از خبرگزاري فارس در همين رابطه مي باشد:
+ نوشته شده در دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386ساعت 8:54  توسط سيد علی
|
بهتر است بقيه چيزها را راجع به اين عزيز از سايتش ببينيد و بفهميد:
+ نوشته شده در دوشنبه هفدهم اردیبهشت 1386ساعت 7:10  توسط سيد علی
|
خداوند متعال از زبان عيسي بن مريم (ع) فرمود: همانا من بنده خاص خدايم كه مرا كتب آسماني و نبوت عطا فرمود و مرا هر كجا باشم براي جهانيان مايه بركت و رحمت گردانيد و تا زنده ام به عبادت نماز و زكات سفارش كرد. مي باشيم. بركت چگونه حاصل مي شود؟
بركت همان رشد و افزايش است . بركت مال افزايش و كثرت آن است و در خانه گستردگي آن و آرامش آن مي باشد و در غذا وفور نعمت و پاكي آن و در عيالواران كثرت آنها و اخلاق نيكوي آنهاست و در خانواده انسجام آن و تفاهم اعضاي خانواده با يكديگر و در وقت وسعت و برآوردن نيازها در آن است و در سلامتي تمام و كمال آن است و در علم احاطه و معرفت تمام نسبت به آن است. پيدا مي كنيم و به آن مي رسيم ولي چگونه؟ مردم دارد و ديگران از آن بي بهره اند؟ را مختص عابدان قرار داده و بقيه شايسته آن نيستند؟ او داد بر آفريدن پرندگان از انجير به اذن خداوندو جان دادن اشياء گلي و شفا دادن مريضهاي مبتلا به برص و زنده كردن مردگان به اذن خداوند. و در دوره آخر الزمان ظهور مي كند تا در زمين عدل به پا شود و ظلم و فساد از بين برود و صليب را بشكند و خنزير را به قتل برساند. و كرم كرده و عمر او را طولاني گردانيده تا در روز قيامت شاهدي باشد بر كساني كه بر ضد او دروغ گفتند و به او تهمت زدند.
خواننده عزيز ۱۶ راه نزول بركت به خانه شما را به طور خلاصه بيان مي كنيم: بين يديه « بقره قرائت مي شود نفرت دارد. [ اگر اهل سرزميني ايمان بياورند و تقواي خداوند را پيشه كنند محققاً بر آنها بركاتي از آسمان و زمين مي گشاييم. ] پناهگاهي بر شما باد و نه غذا و طعامي. و غذا نيز هم گوارايتان. كارهايمان مي شود. مي دهد. سر سفره افطار ماه مبارك رمضان بسيار مبارك است و بركت غذا را نيز افزايش مي دهد. روزه و تقوي در عبادت خدا. پيوسته نيز قطع نمي شود. اگر از چشمه زمزم آب برداشت نمي كرد بسيار مباركتر بود و چشمه پرآب و جوشنده بود. شجره مباركه زيتونه لا شرقيه و لا غربيه يكاد زيتها يضيء ولو لم تمسمه نار» **سوره نورآيه ۳۵** كه با آنكه شرقي و غربي نيست شرق و غرب جهان بدان فروزان است وبي آنكه آتشي زينت آن را برافروزد خودبخود جهاني را روشني بخشد « افراد خانواده را گرد هم مي آورد و براي آنها از فضل و بركت و رحمتهايي كه در آن شب نازل مي شود حكايت و صحبت مي كند و سپس با هم نماز مي خوانند و در اين شب مبارك ذكر خداي را بجا مي آورند بسياري كه به آنها عطا شده است و هر روز هم در حال افزايش است. يعود علي اصحابه الا بالفقر و النقص : اي مردم همانا خداوند پاك است و غير از پاكي را قبول نمي كند. خداوند به مال حرام بركت نمي دهد و جز فقر از آن حاصل نمي شود. بجا آوريد به شما بركت مي دهيم ] كه به خاطر كثرت شمارش در نمي آيند. و آن را افزون خواهد كرد. از آن مي رويد و در هر سنبل ۱۰۰ دانه و خداوند براي هر كه بخواهد مضاعف مي كند و به راستي كه خداوند بر هر چيزي داناست ] ولي كار بد ( بدي كردن ) به همان اندازه مضاعف مي شود. را آباد مي كند و به عمر مي افزايد. بسياري حكايت مي كنند كه علت پيروزي و موفقيت آنها سحرخيزيشان بوده است. بندگان خود را به نكاح يكديگر درآورند اگر مرد و زني فقيرند خدا به لطف خود آنان را بي نياز و مستغني خواهد فرمود كه خدا به احوال بندگان آگاه و رحمتش وسيع است ] ممكن است بعد از اين انسان برنامه ريزي را كنار بگذارد به اميد اينكه بخت و شانس همه چيز را مي چرخاند. را به قسمت وا مي گذارند !!! توكل كنيم و از او طلب بركت نمائيم.
+ نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت 1386ساعت 8:17  توسط سيد علی
|
ميلاد امام حسن عسكري( عليه السلام) را به فرزند بزرگوار آن حضرت، حجة ابن الحسن (ارواحنا فداه) تبريك و تهنيت عرض مي كنم. جهت تبرك و تيمن دو حديث و يك قضيه زيبا راجع به آن امام همام را مي نويسم.انشاءالله از دست بابركت آن حضرت اعانه و عنايتي در اين روز عزيز حواله همه ما بشود.
حال به يك قضيه از زندگي حضرت كه از سايت پايگاه اسلامي-شيعي رشد گرفته ام توجه كنيد:
«او یک مسیح دیگر است...» روزی امام حسن عسگری (عليه السلام) شخصی را نزد بختيشوع، يکی از پزشکان بزرگ آن روزگار فرستاد و از او خواست تا يکی از شاگردان خود را نزد حضرت بفرستد. در آن روزگار امام حسن عسگری (عليه السلام) تحت نظر دولت عباسی در شهر سامرا به سر می برد و بختيشوع بزرگ پزشکان دربار عباسی بود. بختيشوع که از شخصيت امام آگاه بود، بهترين شاگرد خود را انتخاب می کند و هنگام فرستادن به او می گويد: "... برو ولی بدان که در ميان مردم زمين او [امام عسگری (علیه السلام)] از همه عالم تر است. پس مراقب باش که در مورد آنچه به تو دستور می دهد، اعتراض نکنی..." شاگرد عمل فصد (1) (خون گرفتن) را طبق دستور امام عسگری (علیه السلام) به شيوه ای شگفت انگيز انجام داد و در طی يک روز چند بار از حضرت مقدار زيادی خون گرفت. هنگامی که شاگرد شگفت زده چگونگی عمل را برای استادش، بختيشوع گزارش داد او نيز سخت متحير ماند. بختيشوع چيزی شنيده بود که هرگز مانند آن را نه شنيده و نه ديده بود. او به اتفاق شاگرد ممتازش سه روز کتاب های طبی را مطالعه کرد ولی راه به جايی نبرد و از چگونگی عملی که شاگرد در مورد امام حسن عسگری (عليه السلام) انجام داده بود، سر در نياورد. لذا به اين فکر افتاد تا از استادش که راهبی در دير العاقول بود و سرآمد دانشمندان مسيحی آن روزگار به شمار می رفت، در اين موضوع نظر خواهی کند. او طی نامه ای ماجرا را گزارش کرد و شاگرد نامه را به دير العاقول برد. اين راهب، ساليان دراز در اين دير به عبادت و گوشه نشينی پرداخته بود. از اين رو از بالای دير نامه را با طناب و زنبيلی تحويل گرفت. لحظاتی گذشت تا راهب نامه را مطالعه کرد و سپس با عجله از دير پايين آمد و با از شاگرد پرسيد: "آيا کسی که آن عمل را انجام داده است، تويی؟" شاگرد می گويد: آری. راهب می گويد: "خوشا به سعادت مادرت." و راهب همان لحظه با سرعت بر مرکبی سوار می شود و همراه شاگرد عازم سامرا، منزل امام عسگری (عليه السلام)، می شود. هنگامی که شاگرد و راهب به در خانه حضرت رسيدند، در باز شد و خدمتکاری بيرون آمد و گفت: راهب ديرالعاقول به درون خانه بيايد. و در بسته شد و ديگر از راهب خبری نبود. شاگرد می گويد: "صبح روز بعد چون راهب از منزل حضرت خارج شد، ديدم صليب خود را باز کرده، لباس های رهبانيت را از تن در آورده و لباس های مسلمانی به تن کرده و اسلام آورده است. آنگاه راهب به من گفت: حالا نزد بختيشوع برويم." چون نگاه بختيشوع به راهب افتاد شتابان به استقبال او آمد و پرسيد: "چه چيزی تو را از آيينت جدا کرد؟" راهب پاسخ می دهد: "مسيح را ديدم و به دست او اسلام آوردم" بختيشوع پرسيد: "مسيح را ديدی؟" راهب می گويد: "يا شخصی همانند مسيح را ديدم. همانا در تمام تاريخ اين نوع از فصد (1) (خون گرفتن) را تنها مسيح انجام داده است. او يک مسيح ديگر است و در نشانه ها و معجزات هم چون مسيح است." راهب پس از ديدار با بختيشوع نزد امام عسگری (عليه السلام) بازگشت و تا آخر عمر در خدمت حضرت بود. « برگرفته از کتاب در آستانه غیبت زندگانی امام حسن عسکری (علیه السلام)، تالیف محمد دشتی و میرزامهدی صادقی، صفحه 164»
+ نوشته شده در پنجشنبه ششم اردیبهشت 1386ساعت 8:28  توسط سيد علی
|
|
|
| set as your home page
Iran Java Script
|