|
در احادیث بسیاری از پیامبر و آل طاهرينش مي خوانیم كه براي فلان عمل اینقدر ثواب و پاداش و براي فلان عمل آنقدر ثواب و پاداش در نظر گرفته شده است. نظیر چند حدیثی كه ذيلاً مي آيد: ** در خصال از امام صادق (ع) نقل شده كه: در روز جمعه هیچ عملی افضل و والاتر از صلوات نمي باشد. ** در اصول كافي از امام صادق (ع) روايت شده كه فرمودند: چون نام مبارک پیامبر برده شود بسيار صلوات بفرستيد، زيرا هر كه بر آن حضرت يك صلوات فرستد حقتعالي و هزار هزار صف از ملائکه ، هزار صلوات بر او مي فرستد و چيزي از مخلوقات نمي مانند مگر آنکه بر آن بنده صلوات مي فرستند، زيرا خدا و ملائكه بر او صلوات مي فرستند؛ پس هركس رغبت در آن ننمايد جاهل و مغرور است و خدا و رسول و اهل بيت آن حضرت از او بيزارند. ** در كتاب قرب الاسناد از يكي از صادقين (عليهما السلام) روايت است كه: سنگين ترين چيزي كه در روز رستاخيز در ميزان عمل مي گذارند، صلوات بر حضرت رسالت و اهل بيت آن حضرت است. **امام كاظم (ع) روايت نموده از پيامبر اعظم(ع) كه فرمودند: هركه در روز پنجشنبه يا شب جمعه ، مسجد را جارو كند و از آن مسجد به اندازه سر مه اي كه در چشم نشانند خاك بيرون برد، خداوند او را مي آمرزد. ** در ثواب الاعمال شيخ صدوق (رحمة الله عليه) از امام باقر (ع) منقول است : هر كه سوره نحل را در هر ماه تلاوت كند، در دنيا از بدهكاري و هفتاد گونه بلا كه كمترين آن ديوانگي و جذام و پيسي است بركنار ماند و اقامتگاه او در جنت عدن كه در ميانه بهشت است باشد. ** امام صادق (ع) فرمودند: هرکه برادر ديني اش را در راه خدا غذا دهد، پاداش او همانند پاداش آن كس باشد كه فئامي از مردم را غذا داده است. عرض شد: «فئام» چيست؟ فرمودند: صد هزار تن از مردم. ** امام صادق (ع) فرمودند: تسبيح حضرت زهرا (سلام الله عليها) هر روز پس از هر نماز، بر من از هزار ركعت نماز در هر روز خوشتر است. و قس عليهذا از اينگونه روايات نوراني در كتب حديثي بسيار و متواتر موجود است كه طالبين مي توانند مراجعه نمايند. امّا ممكن است در اينجا شبهه اي ايجاد شود كه چگونه در قبال يك عمل ، پاداش و ثواب بسيار تعلق مي گيرد؟ بي شك كسي كه این شبهه در ذهنش بيايد باید در توحيدش تجدید نظر نماید. اینچنین شخصی خداشناسيش ضعیف است و خدا را خوب نشناخته است. در آيه 12 سوره حجرات چنين آمده است: يَا اَيُّهَا الَّذيِنَ آمَنوُا اجتَنِبُوا كَثيِراً مِنَ الظَّنِّ اِنَّ بَعضَ الظَّنِّ اِثمٌ . (اي كساني كه ایمان آورده ايد، ازبسياري از گمانها دوري كنيد؛ زیرا برخی گمانها گناه است. ) در تفسیر نمونه در معنی واژه « اثم» آمده: اثم به آن حالتی گفته مي شود كه در روح و عقل انسان به وجود مي آید و او را از رسیدن به کمالات و نيكيها باز مي دارد و به عبارتی دیگر به معنی هر گونه كاري است كه زيانبخش باشد و موجب انحطاط انسان شود و او را از رسیدن به ثواب و پاداش نيك باز دارد، بنابر این هرگونه گناهی در مفهوم وسیع در دایره « اثم » داخل است. و در سخنان نورانی ائمه معصومین (عليهم السلام) در فضيلت و شأن « حسن ظن و گمان نيك » بسيار مشاهده مي شود: 1- امام علي (ع) : گمان مرد به اندازه خرد اوست. 2- امام علي (ع) : خوش بيني ، مایه آسایش دل و سلامت دین است. 3- امام علي (ع) : برترین پارسايي ، حسن ظن و خوش بيني است. 4- امام علي (ع) : رفتار برادرت را به بهترین وجه حمل كن تا زمانی كه كاري از او سرزندكه راه توجیه را بر تو ببندد، و هیچگاه به سخنی كه از دهان برادرت بیرون آید تا وقتی براي آن محمل خوبی مي يابي گمان بد مبر. حال كه در مورد حسن ظن به مخلوق اینقدر تأكيد و توصيه شده است، حسن ظن به خداي تعالي كه زنده ابدي، غني بالذّات، بي نياز و مالك آسمانها و زمين، صاحب رحمت رحيميه و رحمانيه است؛ چه جايگاهي دارد والله اعلم؟؟ بهتر است از كلام نوراني خود محبوب علي الاطلاق بشنويم: در حديث قدسي آمده : ( من در نزد گمان بنده ام هستم و در حق او بر طبق گماني كه به من دارد رفتار مي كنم، پس مبادا در باره من جز گمان نيك داشته باشد.) يكي از شرایط استجابت دعا و از لوازم تتميم توحید «حسن ظن به خداوند تبارک و تعالی» است. از لوازم ايمان حسن ظن بالله است. فلذا بارها شده در زندگي روزمره كه حسن ظنمان به زن و فرزند و رفيق و دوست و آشنا بيشتر از خداوند متعال بوده است. ((مي گویند: نادر شاه افشار وقتی مي خواست براي فتح هندوستان حرکت كند، همان روز اول كه از لشگرگاه بیرون آمد، چشمش افتاد به يك پسر بچه كه به تندی با قرآن زیر بغلش به مکتب مي رفت. نادر شاه پسر بچه را صدا زد و گفت: اسمت چيست؟ گفت: فتح الله. نادر شاه فال خوبی زد و گفت: فتح خدا، بارك الله. پسر اسم پدرت چيست؟ گفت: نصرالله. نادر شاه گفت: به به نصر خدا هم كه هست! خب، امروز چه مي خوانيد؟! گفت: سوره « انا فتحنا لك فتحاً مبيناً». شاه باز فال خوبی زد و يك سكه طلا به بچه داد. بچه شروع كرد به گریه كردن! نادر گفت: براي چه گریه مي كني؟ گفت: گريه ام براي این است كه وقتی به منزل برگردم، مادرم مي گوید سكّه را از کجا آورده اي؟ نادر گفت: خب بگو اعلی حضرت داده اند. بچه گفت: من مي گویم ولی باور نمي كند و مي گوید: شاه اگر بخشش كرده بود يك كيسه طلا مي بخشید، این بخشش مال شاه نيست. شاه خنديد و تعجب كرد و يك كيسه طلا به او بخشيد. « خاك بر فرق من و تمثیل من » اگر شنيديد خداوند به يك صلوات اينقدر مي بخشد تعجب نكنيد، يا فلان نماز را آنقدر ثواب داده تعجب نكنيد، اگر كم داد تعجب كنيد.))
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم دی 1385ساعت 9:55  توسط سيد علی
|
|
|
| set as your home page
Iran Java Script
|