تبليغاتX
عروس حضرت قرآن
عروس حضرت قرآن
عروس حضرت قرآن نقاب آنگه براندازد# که دار الملک ايمان را مجرد بيند از غوغا
نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391 توسط سيد علی |

در آيه  143 سوره بقره مي خونيم:

وَكَذَلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا لِّتَكُونُواْ شُهَدَاء عَلَى النَّاسِ ....

ترجمه: و بدين گونه شما را امتى ميانه قرار داديم تا بر مردم گواه باشيد....

خداوند تو اين آيه ما مسلمونا رو بعنوان " امت ميانه" معرفي كرده كه منظور همون اعتدال و ميانه روي هست. يعني قراره ما مسلمونا ( و بخصوص ماشيعه ها با توجه به گفته ها و توصيه هاي اهل بيت) جمعيت معتدل و ميانه رو تو همه كارامون باشيم. نه اهل افراط و زياده روي باشيم و نه اهل تفريط باشيم و سهل انگاري.

اما اون چيزي كه تو جامعمون شاهديم 180 درجه خلاف اين رو نشون ميده. يك عدمون كه از اين بر بوم ميوفتن و يك عده ديگه هم از اون بر بوم.

يك روز ميگن كه بده و جيزه زن بياد تو جامعه و بايد تو خونش بمونه ؛ چون حضرت فاطمه (سلام الله عليها) اينجوري بود و اونجوري بود. بعد هم اونقدر شورش مي كنن كه داد همه در مياد و مثل يك بادكنك پر باد آماده ي تركيدن، با اندك باد فمينيستي و شعار دفاع از حقوق بانوان ميتركه و اين بلا رو سر جامعه ما مياره كه كلي جووناي بيكار از سربازي برگشته يا از دانشگاه بيرون آمده سرشون بي كلاه ميمونه و مي بينيم كه خانمها بدون ضابطه دارن همه مشاغل جامعه رو قبضه مي كنند و بعد هم مديران ما چه چه و به به مي كنن و اين، همين، مصداق اكمل و اتم افراط و زياده رويه.

ديروز براي يك كار اداري به يكي از ادارات دولتي رفته بودم . خيلي برام جالب بود كه تو يك اتاق از 10 كارمند ، 3 تاش مرد و مابقي زن بودند. اون اداره 4 طبقه بود . تو هر 4 طبقه اگه حساب كنين 80 كارمند باشند حدوداً 30 تاشون مرد و 50 تاشون زن هستند. اين مشتيه نمونه خروار. تو ديگه خودت از اين مجمل من ، حديث مفصلش رو بخون. حتي اينقدر آش شور شده كه بتازگي مي بينيم راننده هاي اتوبوس رو از خانمها قرار ميدن. حالا شما تصور كنين با اون ادبيات خشن و ركيك راننده هاي مرد اتوبوس (كه صد در صد راننده هاي زن با راننذه هاي مرد برخورد و ارتباط كاري و خوش و بش  خواهند داشت) ديگه چي براي زن ميمونه. حضرت عباسي جامعه فاطمي همينه؟؟!!!

ضمن اينكه شما در نظر بگيرين بسياري از كارمندان زن نيز يا مجرد هستند يا مطلقه. (برين تو چند تا اداره و خودتون آمار بگيرين تا از صحت ادعاي من مطمئن بشين. من تو محيط اداريم شاهد اين معضل هستم). اين زن جوان داراي احساس رواني و عاطفه جنسي نيست؟! آيا احساس نياز به جنس مخالف در وجودش موج نميزنه؟! الان تو جامعه شيعي ما يگانه و مجرد زيستن داره باب ميشه. سن ازدواج فوق العاده بالا رفته. نتيجه همه اينها از بين رفتن و كمرنگ شدن حياست.

و حيا ...« الحيا، ماالحيا، و ما أدريك ماالحياء». حيا گمشده جامعه ماست. اينجاست كه سرّ سخن نغز و عميق پيامبر عظيم الشأنمون رو مي فهميم كه مي فرمايند دين چيزي جز حيا نيست. حيا همون دينه و دين همون حياست. و لذا هر قدر حيا و شرم كمتر ميشه،كمرنگي و لاقيدي به مقدسات ديني روز به تو جامعه ما بيشتر ميشه.

باز از نوشته هام سوءاستفاده نكنين. من منظورم اين نبود كه خانمها برن تو خونه بشينن و فقط كارهاي خانه داري و بچه داري صرف انجام بدن كه همينها هم طبق احاديث عجيب و فوق العاده از اهل بيت عصمت و طهارت عين عبادت و كار احسن و مفيده. ولي...

اين سخنم به درازا كشيد . قسمت دوم درد دلهام رو توپست بعدي خدمتتون معروض ميدارم.


برچسب‌ها: امت وسط, اعتدال, ميانه روي, افراط, تفريط, زن, فاطمه زهرا, سلام الله عليها, فمينيسم, دفاع از حقوق زن, حيا
نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391 توسط سيد علی |

در تهران زندگی می‌کردم، کارم در زمینه کامپیوتر بود، روزی از تلویزیون یکی از نمازهایی را که آیت‌الله بهجت (ره) می‌خواندند را دیدم و لذت بردم.

تصمیم گرفتم به قم بروم و نماز جماعتم را به امامت آیت‌الله بهجت (ره) بخوانم، همین کار را هم کردم، به قم رفتم، دیدم بله همان نماز باشکوهی که در تلویزیون دیدم در قم اقامه می‌شود، نمازهای پشت آقا بسیار برایم شیرین و لذت بخش بود، برنامه‌ام را طوری تنظیم کردم که هر روز صبح بروم قم و نماز صبحم را به امامت آقای بهجت بخوانم و به تهران برگردم.

یک سال کارم همین شده بود، هر روز صبح می‌رفتم قم نماز می‌خواندم و برمی‌گشتم، در این زمان شیطان هم بیکار ننشسته بود، هر روز مرا وسوسه می‌کرد که چرا از کار و زندگی می‌زنی و به قم می‌روی؟ خوب همین نماز را در تهران بخوان و … .

کم کم نسبت به فریادهای آیت‌الله بهجت (ره) هنگام سلام دادن آخر نماز حساس شده بودم، آخه چرا آقا فریاد می‌کشه؟ چرا داد می‌زنه؟ چرا با درد سلام می‌ده؟ حساسیتم طوری شده بود که خودم قبل از سلام‌های آقا سلام می‌دادم.

به خودم گفتم من اگر نفهمم چرا آقا موقع سلام آخر نماز فریاد می‌کشه دیگه نمیام قم نماز بخونم، همون تهران می‌خونم، این هفته هفته آخرمه …

یک روز آومدم و رفتم دم درب منزل آقا، در زدم، گفتم باید بپرسم دلیل این فریادهای بلند چیه، رفتم دیدم آقا میهمان داشتند، گوشه اتاق نشستم و در افکار خودم غوطه‌ور شدم، تو ذهن خودم با آقا حرف می‌زدم، آقا اگر بهم نگی می‌رم هان! آقا دیگه نمیام پشتت نماز بخونم هان! تو همین افکار بودم که آیت‌الله بهجت انگار حرفامو شنیده باشه سر بلند کرد و به من خیره شد، به خودم لرزیدم، یعنی آقا فهمیده من چی می‌گفتم؟ من که تو دلم گفتم، بلند حرفی نزدم، چطور شنید؟

سرم را پایین انداختم و آرام از مجلس خارج شدم و به تهران برگشتم، در راه دائما با خودم می‌گفتم آقا چطور حرف‌های من را شنید؟ در همین افکار بودم تا اینکه شب شد و خوابیدم، در خواب دیدم پشت آیت‌الله بهجت (ره) ایستادم و در صف اول نماز می‌خوانم، متعجب شدم، در بیداری اصلا نمی‌توانستم به چند صف جلو برسم چه برسد به اینکه برم صف اول!

خوشحال بودم و پشت آقا نماز می‌خواندم، یک دفعه تعجب کردم، دیدم در جلوی آقا، روبروی محراب یک دربی باز است به یک باغ بزرگ و آباد، آخه این در رو کی باز کردند؟ اصلا قم چنین باغ بزرگی نداره، تعجب کردم، باغ سر سبز و پر از میوه‌ای بود، خدای من این باغ کجا بوده؟ در همین افکار بودم که به سلام آخر نماز رسیدیم، در انتهای نماز و هنگام سلام نماز درب باغ محکم بسته شد، یک لحظه از خواب پریدم.

یعنی من خواب بودم؟ آقا جواب سئوال من رو در خواب دادند، پس راز این فریاد بلند آقا هنگام سلام نماز درد دل کندن از آن باغ آباد و بازگشت به زمین خاکی بود؟ به دلیل این درد آقا فریاد می‌کشید، من جواب سئوالم رو گرفته بودم و پس از آن سه سال دیگر عاشقانه هر روز صبح برای نماز به قم می‌رفتم و سپس به تهران بازمی‌گشتم تا آقا رحلت کردند.»

این مطالب خاطرات یکی از نمازگزاران حضرت آیت‌الله العظمی بهجت (ره) بود که توسط پسر این مرجع تقلید فقید در مراسم سالگرد حضرت آیت‌الله بهجت (ره) در مسجد صاحب الزمان (عج) ورامین بازگو شد.


برچسب‌ها: آيت الله بهجت, نماز, سلام نماز, نمازگزاران, نماز جماعت, نماز صبح
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1391 توسط سيد علی |

چقدر خوبه که حرف آدم با عملش يکي باشه. بقول قران عزيزمون:

إِنَّهَا كَلِمَةٌ هُوَ قَائِلُهَا: اين سخني است که آنها فقط گوينده آن هستند( و در

دل عقيده اي به آن ندارند) - مؤمنون آيه ۱۰۰

مگه غير اينه که عقيده در عمل هم بايد بروز داشته باشه؟ بقول شاعر که گل ميگه

"دو صد گفته چون نيم کردار نيست".

تو احاديث و روايات اهل بيت (سلام الله عليهم اجمعين) و سخنان حکما و

انديشمندان خيلي از سخن بدون عمل صحبت شده که اينجا مجال بحث راجع به

اون نيست. فقط اين مقدمه رو گفتم به اين خاطر که امروز داشتم سرکار مي رفتم

که به پرده هاي تبليغاتي يکي از نماينده هاي خانم شهرمون براي دور دوم انتخابات

که جلو چشمم رژه مي رفتند؛ خوب که دقت کردم اين شعار انتخاباتي رو ديدم و

ناخودآگاه خندم گرفت:

 " بياييد نگذاريم زنان از مجلس حذف شوند." 

از اين شعار شما ياد چي مي افتين؟ من که خودم با ديدن اين شعار ياد شعارها و

آموزه ها و تبليغات فمينيستها افتادم. براتون جالب ميشه اگه صحبتهاي زير رو که از

اين خانم در مخالفت با فمينيست هست رو با اين شعارش مقايسه کنين. گويا

اين شعارها فقط براي همايشها و سخنراني جلوي خلق الله بيچاره هست:

{ به گزارش خبرنگار مهر، ع. ش نماینده مجلس هفتم صبح امروز در یازدهمین همایش بزرگداشت حکیم صدرالمتألهین شیرازی با موضوع حکمت متعالیه و تدبیر خانواده که از سوی بنیاد حکمت صدرا برگزار شد  ،با اشاره به رواج اندیشه های غربی و غلط در مورد بنیانهای خانواده و نگاه به زنان گفت: متأسفانه امروز در برخی موارد اندیشه های نادرست فمینیستی و آموزه های غلط ، نگاه به عنصر مهم خانواده را تحت تأثیر قرار می دهند.}

{ عضو هیئت رئیسه کمیسیون اجتماعی با بیان اینکه برخی از مواد برنامه چهارم در خصوص زنان بر اساس تفکرات جنسیتی و فمنیستی نوشته شده بود، ادامه می دهد: اگر از چارچوب فکری، معرفتی،علمی ایرانی و اسلامی در نوشتن قانون درست استفاده کنیم دیگر نیازی به اینکه افکار فمنیستی را به طور غیر محسوس و محسوس در برنامه های خود اعمال کنیم، نیست.}

اين مشتي بود نمونه خروار.

دنبال اسم اين خانم نگردين. مثل ايشون که حرفشون با عملشون زمين تا آسمون

فرق داره تو دولتمردان ما الي ماشاءالله زيادن و مطلب آخر اينکه:

 قالَ رسولُ اللّه ِ صلى الله عليه و آله : 
 
أتَيتُ لَيلَةَ اُسرِيَ بي عَلى قَومٍ تُقرَضُ شِفاهُهُم بِمَقاريضَ مِن نارٍ كُلَّما قُرِضَت وَفَت 

فقُلتُ : يا جِبريلُ ! مَن هؤلاءِ ؟ قالَ : خُطَباءُ اُمَّتِكَ الّذينَ يَقولونَ ما لا يَفعَلونَ 

و يَقرَؤونَ كِتابَ اللّه ِ و لا يَعمَلونَ بِهِ .
 
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله  فرمود:

 
در شب معراج، بر مردمى گذشتم كه لب‏هايشان را با قيچي‏هايى از آتش

مى بريدند و هر بار كه لب‏هايشان قيچى مى شد، دوباره به حال اول برمى گشت.

پرسيدم: اى جبرئيل! اينها كيستند؟ گفت: آن دسته از خطيبان امّت تو هستند كه

مى گويند آنچه عمل نمى كنند و كتاب خدا را مى خوانند ولي آن را به كار

نمى بندند.

يا علي


 


برچسب‌ها: فمينيست, زن, مجلس, کانديداي مجلس, عالم بي عمل
نوشته شده در تاريخ جمعه یکم اردیبهشت 1391 توسط سيد علی |

در روایات متعددی آمده که پیامبر (ص ) پیشانی (میان دیدگان)،سینه و دست پاک بانوی آفرینش، دخت گرامیش حضرت صدیقه طاهره را می بوسید:

1 - عايشه مى گويد: فاطمه (عليها السلام ) در سخن گفتن ، شبيه ترين مردم به رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) بود. وقتى بر پيغمبر وارد مى شد آن حضرت دستش را مى گرفت و مى بوسيد و بر جاى خودش مى نشانيد. هرگاه رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) بر حضرت فاطمه (عليها السلام ) وارد مى شد، فاطمه به احترام پدر از جاى بر مى خاست ، دست آن حضرت را مى بوسيد و در جاى خودش مى نشانيد. (۱)
۲ - در روايتى ديگر چنين آمده است : پيامبر تمام صفحه پيشانى فاطمه و يا ميان سينه او را مى بوسيد.
۳- ابو ثعلبه خشنى مى گويد: هرگاه رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) از مسافرت بر مى گذشت به منزل فاطمه مى رفت ، فاطمه به استقبال پدر مى رفت و حضرت او را در آغوش مى گرفت و بين ديدگانش را مى بوسيد. (۲)

از این احادیث شما دوست عزیز چه نتیجه ای می گیری؟

فکر می کنی پیامبر فقط بخاطر محبت زیاد به دخترش ، او رو غرق بوسه می کرد؟ یا از این کارش مقصود و منظور دیگه ای هم داشته؟!

بی شک پیامبر رحمت که " وَ مَا یَنطِقُ عَنِ الهَوی؛ إن هُوَ إلا وَحیٌ یوحی" است و از روی هوای نفس نه سخنی می گوید و نه گفتار و رفتار غیرحکیمانه ای انجام می دهد، در این رفتارش حکمتی در خور ننهفته است؟

من حقیر فکر می کنم پیامبر (ص) به مردم آن زمان و ما و همه مسلمانان درسی بزرگ می خواهند بیاموزند.

بوسه پیامبر (ص) دارای رمز و اشاره است:

پیشانی محل تفکر و اندیشه؛

سینه و  قلب جایگاه احساس و عاطفه؛

دستها ابزار عمل و فعالیت؛

پیامبر می خواهند بیاموزند که:

اگر می خواهید فاطمی شوید باید اندیشه و احساس و عملتان فاطمی باشد.

والسلام

 


پانوشت:

۱. كشف الغمه ، ج 2 ص 85.
۲.  بحار، ج 43، ص 40


برچسب‌ها: پیامبر اکرم, فاطمه زهرا, بوسیدن, فاطمی بودن, عایشه, محبت
نوشته شده در تاريخ جمعه هجدهم فروردین 1391 توسط سيد علی |

نیـمـه شــب، تـابـــوت را بـرداشـتـنــد
بـــار غــــم بـر شــانـــه هـا بگذاشتنــد

هـفـت تــن، دنـبــال یـک پیکــر روان
وز پــی آن هـفــت تـن، هفـت آسمــان

ایــن طـرف، خیــل رُسُـــل دنبـــال او
آن طــرف، احمـــــد به استـقـبــــال او

ظــاهــرا تشیـیـع یـک پـیـکـــر ولــــی
بـاطـنــا تشـیـیـع زهــــرا و عـلـــــــــی

امشب ای مَه، مِهر وَرز و خوش بتاب
تـا بـبـیـنـد پـیـش پــایـــش آفــتـــــــــاب

ابـــرهــا گِـریـنــد بـر حـــال عــلــــــی
مــی رود در خــاک، آمـــال عــلــــــی

چـشـم، نــور از دسـت داده، پـا رمـــق
اشـک، بر مهتـاب رویش، چون شفـق

دل همه فریــاد و لــب، خاموش داشت
مــرده ای، تابــوت، روی دوش داشت

آهِ ســرد و بـغـض پـنـهـــان در گــلــــو
بـــود بــا آن عـــدّه، گـرم گفـت و گـــو

آه آه؛ ای همـرهـــان، آهــستـــه تـــــــر
مـی بـریـد اســـــرار را، سـربستــه تـر

ایــن تـــن آزرده، بـاشـــد جـــــان مــن
جــــــان فـدایـــش، او شـده قربـان مـن

همــــرهــان، ایـن لیـلـــه القدر من است
من هـلال از داغ و، این بــدر من است

اشــک مــن زیـن گــل، شــده گـلـفــام تر
هـسـتـی ام را مـی بـَریـــد، آرام تـــــــــر

وســعــتِ اشــکــم، به چشـم ابــر نیست
چــاره ای غیـر از نمـاز صبـــــر نیست

زیـن گـل من، بـاغ رضوان نَفحه داشت
مصحف من بود و هجـده صفحه داشت

مَرهـمـی خــــرج دل چــاکــــــم کـنـیـــد
هـمـرهــان، هـمــراهِ او خـــاکـــم کـنـیــد

نوشته شده در تاريخ جمعه هجدهم فروردین 1391 توسط سيد علی |

نوشته شده در تاريخ جمعه چهارم فروردین 1391 توسط سيد علی |
نوشته شده در تاريخ سه شنبه یکم فروردین 1391 توسط سيد علی |

با عرض تبريک حلول سال ۱۳۹۱ هجري شمسي و آرزوي بهترينها براي همتون، اين حقير رو از دعاي خيرتون محروم نفرمايين.

 


برچسب‌ها: هفت سین, هفت سین قرآنی
نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و نهم اسفند 1390 توسط سيد علی |
نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و یکم اسفند 1390 توسط سيد علی |
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه هفدهم اسفند 1390 توسط سيد علی |

سال يكهزار و سيصدو سي و دو شمسي بود من و عده اي از جوانان پرشورآن روزگار، پس ازتبادل نظر و مشاجره، به اين نتيجه رسيده بوديم كه چه دليلي دارد نمازرا به عربي بخوانيم؟ چرا نماز را به زبان فارسي نخوانيم؟ عاقبت تصميم گرفتيم نمازرا به زبان فارسي بخوانيم و همين كار را هم كرديم.

والدين كم كم از اين موضوع آگاهي يافتند و به فكر چاره افتادند، آن ها پس از تبادل نظربا يكديگر، تصميم گرفتند با نصيحت ما را از اين كار باز دارند و اگر مؤثر نبود، راهي ديگر برگزينند، چون پند دادن آن ها مؤثر نيفتاد، ما را نزد يكي از روحانيان آن زمان بردند.

آن روحاني وقتي فهميد ما به زبان فارسي نماز مي خوانيم، به شيوه اي اهانت آميز نجس و كافرمان خواند. اين عمل او ما را در كارمان راسخ تر و مصرتر ساخت. عاقبت يكي از پدران، والدين ديگر افراد را به اين فكر انداخت كه ما را به محضر حضرت آيت الله حاج آقا رحيم ارباب ببرند و اين فكر مورد تأييد قرار گرفت.

آن ها نزد حضرت ارباب شتافتند و موضوع را با وي در ميان نهادند، او دستور داد در وقتي معيّن ما را خدمتش رهنمون شوند .در روز موعود ما راكه تقريباً پانزده نفر بوديم، به محضرمبارك ايشان بردند، در همان لحظه اول، چهره نوراني و خندان وي ما را مجذوب ساخت؛

آن بزرگمرد را غيرازديگران يافتيم و دانستيم كه با شخصيتي استثنايي روبرو هستيم. آقا در آغاز دستور پذيرايي از همه مارا صادر فرمود. سپس به والدين ما فرمود: شما كه به فارسي نماز نمي خوانيد، فعلاً تشريف ببريد و ما را با فرزندانتان تنها بگذاريد.

وقتي آن ها رفتند، به ما فرمود: بهتر است شما يكي يكي خودتان را معرفي كنيد و بگوييد در چه سطح تحصيلي و چه رشته اي درس مي خوانيد، آنگاه به تناسب رشته و كلاس ما، پرسش هاي علمي مطرح كرد و از درس هايي مانند جبر و مثلثات و فيزيك و شيمي و علوم طبيعي مسائلي پرسيد كه پاسخ اغلب آن ها از توان ما بيرون بود. هر كس از عهده پاسخ برنمي آمد، با اظهار لطف وي و پاسخ درست پرسش روبرو مي شد.

پس از آن كه همه ما را خلع سلاح كرد، فرمود: والدين شما نگران شده اند كه شما نمازتان را به فارسي مي خوانيد، آن ها نمي دانند من كساني را مي شناسم كه _ نعوذبالله _ اصلاً نماز نمي خوانند، شما جوانان پاك اعتقادي هستيد كه هم اهل دين هستيد و هم اهل همت، من در جواني مي خواستم مثل شما نماز را به فارسي بخوانم؛ ولي مشكلاتي پيش آمد كه نتوانستم.

اكنون شما به خواسته دوران جواني ام جامه عمل پوشانيده ايد، آفرين به همت شما، در آن روزگار، نخستين مشكل من ترجمه صحيح سوره حمد بود كه لابد شما آن را حلّ كرده ايد.

اكنون يكي از شما كه از ديگران مسلط تراست، بگويد بسم الله الرحمن الرحيم را چگونه ترجمه كرده است. يكي ازما به عادت دانش آموزان دستش رابالا گرفت و براي پاسخ دادن داوطلب شد، آقا با لبخند فرمود: خوب شد طرف مباحثه مايك نفر است؛ زيرا من از عهده پانزده جوان نيرومند برنمي آمدم. بعد به آن جوان فرمود: خوب بفرماييد بسم الله را چگونه ترجمه كرديد؟ آن جوان گفت: طبق عادت جاري به نام خداوند بخشنده مهربان. حضرت ارباب لبخند زد و فرمود: گمان نكنم ترجمه درست بسم الله چنين باشد.

در مورد «بسم» ترجمه «به نام» عيبي ندارد. اما «الله» قابل ترجمه نيست؛ زيرا اسم علم (خاص) خدا است و اسم خاص را نمي توان ترجمه كرد؛ مثلاً اگر اسم كسي «حسن»باشد، نمي توان به آن گفت «زيبا». ترجمه «حسن» زيباست؛ اما اگر به آقاي حسن بگوييم آقاي زيبا، خوشش نمي آيد. كلمه الله اسم خاصي است كه مسلمانان بر ذات خداوند متعال اطلاق مي كنند. نمي توان «الله» را ترجمه كرد، بايد همان را به كار برد.

خوب «رحمن» را چگونه ترجمه كرده ايد؟ رفيق ما پاسخ داد: بخشنده. حضرت ارباب فرمود: اين ترجمه بد نيست، ولي كامل نيست؛ زيرا «رحمن» يكي از صفات خداست كه شمول رحمت و بخشندگي او را مي رساند و اين شمول دركلمه بخشنده نيست؛ «رحمن» يعني خداي كه در اين دنيا هم برمؤمن و هم بر كافر رحم مي كند و همه را در كنف لطف و بخشندگي خود قرار مي دهد و نعمت رزق و سلامت جسم و مانند آن اعطا مي فرمايد. در هرحال، ترجمه بخشنده براي «رحمن» درحد كمال ترجمه نيست.

خوب، رحيم را چطور ترجمه كرده ايد؟ رفيق ما جواب داد: «مهربان». حضرت آيت الله ارباب فرمود: اگرمقصودتان از رحيم من بود _ چون نام وي رحيم بود_ بدم نمي آمد «مهربان» ترجمه كنيد؛ امّا چون رحيم كلمه اي قرآني و نام پروردگاراست، بايد درست معنا شود. اگر آن را «بخشاينده» ترجمه كرده بوديد، راهي به دهي مي برد؛ زيرا رحيم يعني خداي كه در آن دنيا گناهان مؤمنان را عفو مي كند. پس آنچه در ترجمه «بسم الله» آورده ايد، بد نيست؛ ولي كامل نيست و اشتباهاتي دارد.

من هم در دوران جواني چنين قصدي داشتم، امّا به همين مشكلات برخوردم و از خواندن نماز فارسي منصرف شدم. تازه اين فقط آيه اول سوره حمد بود، اگر به ديگر آيات بپردازيم موضوع خيلي پيچيده تر مي شود.

در اين جا، همگي شرمنده و منفعل و شكست خورده از وي عذر خواهي كرديم و قول داديم، ضمن خواندن نمازبه عربي،نمازهاي گذشته را اعاده كنيم.

ما همه عاجزانه از وي طلب بخشايش و ازكار خود اظهار پشيماني كرديم. حضرت آيت الله ارباب، با تعارف ميوه و شيريني، مجلس را به پايان برد. ما همگي دست مباركش را بوسيديم و در حالي كه ما را بدرقه مي كرد، خداحافظي كرديم. بعد نمازهارا اعاده كرديم و ازكار جاهلانه خود دست برداشتيم.


خاطره استاد دكتر محمد جواد شريعت


برچسب‌ها: نماز, عربی بودن نماز, حاج آقا رحیم ارباب, بسمله, الله, رحمن, رحیم, خداوند
نوشته شده در تاريخ جمعه دوازدهم اسفند 1390 توسط سيد علی |

 

امروز روز انتخابات هست و عده ای بنا بر دلایل خودشون شرکت می کنند و عده ای هم شرکت نمی کنند. من تو پست قبلی یکی از دلایلم رو برای وجوب شرکت تو انتخابات بیان کردم و تو این پست هم خیلی کوتاه میخوام دلیل دیگه ام رو بازگو کنم.

تو این حدود ۶ یا ۷ سال ریاست جمهوری احمدی نژاد، دیگه اون چیزی که برای همه محرز شده اینه که ایشون حرف هیچکس رو قبول نداره و به مدیریت بدون مشاوره معتقده و از اینها که بگذریم مهمترین خصیصه ایشون "" قانون گریزی "" و "" هنجارشکنی"" و عدم اجرای قانون هست که تعدادش ماشالله از انگشتان دو دست هم فراتر رفته که من به دلایل زیر استناد می کنم:

۱- قضیه برکناری مشایی که توسط رهبر معظم انقلاب به ایشون ابلاغ شد و ایشون هیچ وقعی به این دستور رسمی مقام ولایت ننهاد و بعد از یک هفته خود آقای مشایی برای اینکه گندش در نیاد، استعفا داد.

۲- آقای باهنر که در دوره اول ریاست جمهوری از طرفدارای پر و پا قرص احمدی نژاد بود اقرار کرد که ایشون داره با عدم اجرای قانون یک سنت بدی رو پایه گذاری میکنه که این میتونه برای رئیس جمهورهای بعدی مشی و روشی ناموزون باشه.سخنان آقای باهنر رو از این لینک بخونین.

۳- از دیگه حامیان احمدی نژاد که حالا از مخالفین سفت و سختش شده، جناب آقای توکلی هست که ایشون هم دل پری از این هنجارشکنی احمدی نژاد داره و در یک نقل قول تاریخی گفته که " دولت احمدی نژاد  قهرمان قانون شکنی است."

۴- آقای علی مطهری که شاید بتونیم بگیم سرسخت ترین مخالف سیاستهای قانون شکنانه دولت بود، بارها با جسارت و شجاعت در مقابل این قانن شکنی ها ایستاد؛ ولی حیف که یک دست صدا ندارد. ایشون در گفت و گویی که با نشریه همشهری داشت ، به نکات زیادی اشاره کرد. وی در بخشی از صحبتهاش گفت: "  دولت قبح قانون‌شکنی را ریخت چون به صراحت اعلام کرد که من فلان قانون را قبول ندارم و اجرا نمی‌کنم. یا گفت مجلس در رأس امور نیست یا خیلی‌جاها اصلا کاری به قانون نداشت و کار خودش را کرد. وقتی که دولت بگوید که من فلان قانون را اجرا نمی‌کنم، در واقع راه استبداد را باز می‌کند. مخصوصا اگر مجلس هم سکوت کند، معنی‌اش این است که ما داریم راه استبداد را هموار می‌کنیم. علت اینکه ما بر سوال از رئیس‌جمهور تأکید داریم، همین است که راه استبداد باز نشود."

۵- سلیمان جعفرزاده نماینده ماکو و چالدران در مجلس که توسط وزارت کشور احمدی نژاد رد صلاحیت شده نیز عنوان کرده که قانون شکن‌ترین دولت بر سر کار است.

۶- قضیه عزل آقای متکی وزیر امور خارجه کشورمان در حین مأموریت به سنگال که خارج از عرف بین المللی بود و باعث سرافکندگی در جهان سیاست از بابت این عمل نابخردانه دولتی که خودش رو هوشیار در تمامی صحنه ها میدونه.

۷- ماجرای عزل آقای مصلحی وزیر اطلاعات که با درایت و هوشمندی رهبر عزیزمون، این کار ناسنجیده محمود جان رفع و فصل شد.

۸- قصه مضحک خانه نشینی جناب محمودخان که ایشون فکر می کرد غوغایی میشه، ولی وقتی دید آب از آب تکون نخورد و هیچکس تحویل نگرفت، این کارشون رو تحت عنوان " دورکاری " مطرح کردند تا بیشتر از این گندش در نیاد.

۹- "دولت طي دو سال 5 ميليارد دلار را صرف واردات فرآورده‌هاي نفتي كرد بدون آن‌‌كه اجازه داشته باشد. بخش عمده اين مبلغ صرف بنزين شده است." این بخشی بود از مقاله ای در سایت الف که میتونین همه این مقاله رو از اینجا مطالعه کنین تا به عمق قانون شکنیهای این دولت بیشتر پی ببرین.

۱۰- در جایی آقای توکلی گفته بودند که دولت در مواد ۱۶ بندی یارانه ها تعداد ۱۷ تخلف انجام داده؟؟؟!!!

من از مفصل این باب مجملی گفتم
تو خود ز مجمل من رو مفصلی برخوان

حال شما فکر می کنین علت این همه قانون گریزی و هنجارشکنی توسط دولت چه بود؟؟ بی شک یک مجلس بی حال و با نمایندگانی بی رمق و مصلحت اندیش که بیشتر به فکر صندلیشون بودند تا تریبون!!بارها با صراحت تمام قانون شکسته شد و زیر پا گذاشته شد و اجرا نشد و جیک مجلسیها در نیومد. مجلسی که آقا معلم احمدی نژاد برای بچه های خوب و دست به سینه و ترسوی مجلس آقا مبصر گذاشته بود تا شاگرد مجلسیها رو به دو دسته خوبها و بدها تقسیم کنه تا هر کی مثل علی مطهری و همین نماینده چالدران و ... جزء بدها بودند رو رد صلاحیت کنه.

مخلص کلام اینکه علت دومی که من تو انتخابات شرکت می کنم  اینه که نماینده هایی انتخاب کنم که کاردان و متعهد وشجاع و رک گو و پاک باشند که بتونن ترمزی برای این دولت ترمز بریده باشند که داره قوانین رو قلع و قمع میکنه.

پس بیاییم با شرکت در انتخابات نماینده های جسور و شجاع و پاک و متخصص و متعهدی رو برگزینیم که نسبت به سرنوشت ملت بی تفاوت نباشن و فقط به فکر موعیت خودشون نباشند و اهل کوتاه آمدم نباشند.

پس یا علی

 


برچسب‌ها: احمدی نژاد, قانون گریزی, قانون شکنی, انتخابات, احمد توکلی, علی مطهری, سلیمان حعفرزاده, باهنر, خانه نشینی احمدی نژاد, عزل متکی, عزل مصلحی, رهبر معظم انقلاب, نمایندگان مجلس
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه دهم اسفند 1390 توسط سيد علی |

بر عسکری آن نور ولایت صلوات

برآن گل گلزار رسالت صلوات

خواهی که خدا گناه تو عفو کند

بفرست بر آن روح کرامات صلوات


برچسب‌ها: امام حسن عسکري, صلوات, ولادت
نوشته شده در تاريخ دوشنبه هشتم اسفند 1390 توسط سيد علی |
 

یک انتخابات دیگه و یک انتخاب دیگه.

نمیدونم شمای خواننده این دوره شرکت می کنین یا نه؟؟!

خب! هر کس یک نظری داره و بر اساس رأی و نظرش ممکنه تو انتخابات شرکت کنه

یا شرکت نکنه.

من که تصمیم جدی و قطعی دارم که تو انتخابات شرکت کنم و تو این پست میخوام

بگم که دلیل و برهانم برای شرکت چیه. ممکنه شما موافق باشین یا موافق

نباشین.دوست دارم شما دوست عزیزی که این متن رو میخونی برام بنویسی که

علت شرکت یا عدم شرکتت در انتخابات چیست.به قول دوستی همیشه نالان از

اوضاع مملکت که می گفت با این همه فقر و اختلاس و سوء مدیریت و ...در انتخابات

شرکت می کنیم تا یکبار دیگه نشون بدیم که ...بـوووووووووق...تا چه حده!!!

این حقیر فقیر سراپا تقصیر چرایی شرکتم در انتخابات رو تو دو موضوع خلاصه می

کنم که این اولیش و یکی دیگش ایشالله تو پست دیگه:

فکر کنین اگه در دوره امام حاضر مثل امام کاظم (ع) یا امام هادی (ع) یا هر امام دیگه

ای بودین. اگه اون امام به شما امر می کرد که فلان کار رو باید انجام بدین، آیا شما

اطاعت می کردین یا چون و چرا می آوردین و توجیه تراشی و فرافکنی می کردین؟

من با اونایی که حرف و سخن و دستور امام و غیر امام براشون یکی هست و امام رو

واجب الاطاعه نمیدونن حرفی ندارم. طرف صحبتم با اونایی هست که عقیده دارن

چون امام دارای مقام عصمت هست، لذا باید از ایشون اطاعت و تبعیت کرد. خب حالا

که امام نیست چه باید کرد؟!

دیگه ما امت محمد (ص) و شیعیان امیرالمؤمنین و ائمه بدون سرپرست و ولیّ باید

روزگارمون رو سپری کنیم؟! بدون راهنما و دلیل راه؟! این که میشه همون قضیه غدیر

و بحث ریشه ای ما با اهل سنت که میگن پیامبر برای بعد از خودش سرپرستی

انتخاب نکرد. یعنی بقیة الله الاعظم؛ حضرت محمد ابن الحسن العسکری با شروع

دوران غیبت صغری و کبرای خود نیازی ندیدند به نیابت خودشون افرادی رو معرفی

کنند که از طرف ایشون سرپرستی و ولایت مسلمین و شیعیان رو عهده دار باشند.

می بینیم امام زمان (عج) با شروع دوران غیابت صغرای خودشون ۴ نفر رو بعنوان نواب

خاص خودشون معرفی کردند تا پاسخگوی سؤالات و شبهات فقهی ، اعتقادی ،

سیاسی ، فرهنگی و ...در همه ابعاد زندگی فردی و اجتماعیشون باشند. با شروع

دوران غیبت کبری، امام به کرّات ضمن توقیعات و توصیه های شفاهی به بعضی از

علماء، وظیفه سرپرستی اجتماع مسلمین و شیعیان رو بر عهده علمایی گذاشته

اند که دارای شرایط رهبری جامعه باشند که به چند نمونه اشاره می کنم:

اسحاق بن یعقوب برادر شیخ کلینی صاحب کتاب کافی نقل میکنه که

پرسشهایی رو به محمد بن عثمان عَمری (دومين نايب خاص)  دادم تا جوابش رو از

حضرت حجت(عج) دریافت کنه. پس از مدتی جوابش رو با خط مبارک حضرت دریافت

کردم که مرقوم نموده بودند: " اما محمد بن عثمان عَمری، پس خداوند از او و پدرش

راضی باشد؛ چرا که مورد اعتماد من است و دستخط وی مانند دستخط من معتبر

است." (۱)

همین آقای اسحاق بن يعقوب در جایی دیگه از محمد بن عثمان عَمري میخواد

تا نامه‌اي را كه مشتمل بر مسائلي بود، خدمت حضرت برسونه و پاسخ آنها را دريافت

كنه. توقيع و نامه‌اي از وجود مقدس صادر شد و حضرت پاسخ‌هايي را مرقوم فرمودن

كه از جمله آن‌ها اين سخن معروف حضرت است:

 «و اما الحوادث الواقعه فارجعوا فيها الي رواة حديثنا فانهم حجتي عليكم و انا حجة

الله عليهم؛  در حوادث و رويداد‌هايي كه واقع مي‌شود به راويان احاديث ما (علما و

كارشناسان دين) رجوع كنيد، پس به درستي كه آنان حجت من بر شما هستند و من

حجت خدا بر آنانم (تا ديگر عذري براي كسي باقي نماند». (۲)

در «مقبوله» عمربن حنظله نيز از وجود مقدس امام صادق(ع) در رابطه با وظيفه

شيعه در برابر مشكلات و منازعات و مرجع صالح براي رسيدگي به امور چنين نقل

شده :

«ينظران من كان منكم ممن قد روي حديثنا و نظر في حلالنا و حرامنا، و عرف

احكامنا، فليرضوا به حكما، فاني قد جعلته عليكم حاكما، فاذا حكم بحكمنا

فلم يقبل منه، فانما استخف بحكم الله و علينا رد و الراد علينا الراد علي الله و

هو علي حدالشرك بالله» ؛

«بايد نگاه كنند كساني كه از شمايند(شيعيان) به كسي كه حديث ما را روايت

مي‌كند و در حلال و حرام ما تأمل و دقت مي‌كند و احكام ما را مي‌شناسد؛ پس به

حكم او بايد راضي باشند. پس من او را بر شما حاكم قرار دادم، پس اگر او به حكم ما

حكم دارد و از او پذيرفته نشد، همانا به حكم خدا استخفاف ورزيده است و ما را رد

كرده است و كسي كه ما را رد كند، خدا را رد كرده و اين، در حد شرك به خدا

است».(۳)

همه این روایات و روایات دیگه نشون میده که مراجع تقلید و علمای ربانی خالی از

هوای نفس و آگاه به مقتضیات زمان و آشنا با احکام عدیده اسلامی ، دارای

سردوشی و نشان و مهر تأیید امام زمان (عج) هستند که شیعیان باید در زمان غیبت

به اونها مراجعه کنند و بر اساس حکم و نظر اونها عمل کنند که بدون تردید عمل

به فتوا و دستور اونها در حکم عمل به دستور امام معصوم و سرپیچی و عدم

تبعیت هم در حکم نافرمانی از دستور معصوم هست.

با توجه به جمیع مطالب فوق و با استفتاء از مراجع تقلید که بسیاری از اونها

شرکت در انتخابات رو واجب عینی (۴) می دونن، لذا وظیفه و تکلیف دینی خودم

میدونم که تو این انتخابات شرکت کنم.

شما چی؟؟؟؟تو انتخابات شرکت می کنین یا نه؟؟؟


 (۱) گوهرهای ناب در کلام امام زمان (عج)-محمد رحمتی و حسین  احمدی قمی- ص ۳۱۶

(۲) كمال الدين، ج 2، ب45، ح4، وسايل الشيعه، ج17، ب 11، ص 140، ح 9

 (۳) وسايل الشيعه، ج27، ب11، ص136، ح1

 (۴) واجب عینى آن است كه از هر یك از مكلفین بالخصوص خواسته شده، و تك تك مكلفین باید شخصاً آن را انجام دهند مانند نماز و روزه و وضو.

 


برچسب‌ها: امام زمان, واجب عینی, حضرت مهدی, انتخابات, مراجع تقلید, محمد بن عثمان عمری, اسحاق بن یعقوب, امام صادق
نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و دوم بهمن 1390 توسط سيد علی |

باورکنیم ملک خدا را که سرمد است       باورکنیم سکه به نام محمد است

میلاد خاتم انبیاء، مشکات استضائه اولیاء و قبله کل ماسوا حضرت محمد مصطفی (ص) و امام بحق ناطق جعفر بن محمد الصادق رو  به همه شما دوستان عزیزم تبریک و شادباش عرض می کنم.

مدتی بعلت امتحانات و کثرت مشغله و قبض ذهنی نتونستم نه مطلبی بذارم و نه خدمتتون برسم و عرض ادب کنم. امروز تو این روز فرخنده بالاخره فکر و ذهن مقبوضم به یمن این دو مولود مبارک به خلجان افتاد و تونستم مطلبی رو تیمناً و تبرکاً خدمت شریفتون معروض بدارم. البته این قسمت اولشه.

 از همه اون دوستانی هم که لطف داشتند و سری زدند و من نتونستم زودتر خدمتشون برسم ، هم تشکر می کنم و هم عذر میخوام.

دوستای گلم خیلی از ما از مقام متعالی پیامبر (ص) بی اطلاع و کم اطلاعیم و اگه بخواهیم راجع به اون نادره خلقت صحبت کنیم، این حکایت آب دریا و انگشتانه هست.

ولی خوبه اگه یک نگاه گذرا به روایاتی که راجع به این مقام ارجمند و حقیقت محمدیه رسیده داشته باشیم. من بدون هیچ گزافه گویی فقط تعدادی از کثیر احادیث رو براتون بازگو می کنم؛تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل.

احادیث زیر از خود پیامبر در تعیین جایگاهشون در عالم وجود نقل شده:

اول ما خلق الله العقل و انا العقل.

اول ما خلق الله نوری.

اول ما خلق الله روحی.

اول ما خلق الله ملک کروبی.

 لِیْ  مَعَ اللهِّ وَقْتٌ  لَاَیَسَعُنِیْ  فِیْهِ نَبِيٌ  مُرْسَلٌ  وَلَامَلَکٌ مُقَرَّبُ .

مرا با حق محفل انسی است که هیچ نبی و مرسل و ملک مقرب را بدان راه نیست - حدیث منسوب به پیامبر اکرم.

اعطیت جوامع الکلم. به من مجموعه ای از سخنان  و جملات‌ جامع‌ و فراگیر داده شده است.

که بنا بر بعضی روایات و نظر عده ای ازمفسرین و حکما این مجموعه می تواند قرآن، آیات قرآن، مجموعه احادیث پراکنده ایشان، حقیقت اسماء الهی که به آدم آموخته شد(ابن عربی)، اسرار معراج (سید حیدر آملی) و ... باشد.

کنْتُ نَبِیّاً و آدَمُ بَیْنَ الرُّوحِ وَالْجَسَدِ. من پیامبر بودم درحالی‏كه آدم بین روح و جسد به ‏سر می‏برد.

کنْتُ أَوَّلَ النَّبِیِّینَ فِی الْخَلْقِ وآخِرَهُمْ فی الْبَعْثِ. من نخستین پیامبران در خلقت و آخرینِ آنان در بعثت

بودم.

امام صادق علیه‏السلام در وصف جدش رسول الله صلی الله علیه و آله فرموده:

عقله عقل الکل و نفسه الشریفة نفس الکل و جسمه اللطیف ملکوت جسم الکل.

امیرالمومنین - علیه السلام - فرمود : انا من محمد کالضوء من الضوء ، یعنی من از محمدم (ص) مانند

نوری از نور.

در زیارت جامعه می خوانیم: بکم فتح الله و بکم یختم.

یعنی خداوند سبحان بواسطه شما ایجادِ عالم را افتتاح کرد و به شما نیز ختم کتاب آفرینش فرمود.

در حدیث قدسی است که خداوند فرمود: یا احمد! لولاک لما خلقت الافلاک.

ای احمد! اگر تو نبودی ، آفرینش را خلق نمی کردم.

عن جعفر بن محمد عن آبائه عليه السلام قال اميرمومنان عليه السلام : ان الله خلق نور محمد صلى الله عليه و آله قبل المخلوقات باربعة عشر الف سنة و خلق معه اثنى عشر حجابا. 

امام صادق عليه السلام از پدران بزرگوارشان عليه السلام روايت مى كند كه اميرمومنان عليه السلام

فرمود: خداوند نور محمد را چهارده هزار سال پيش از همه مخلوقات آفريد، و با او دوازده حجاب نيز به

وجود آورد.

عن جابر بن عبدالله : قالت قلت لرسول لله صلى الله عليه و آله : اول شى ء خلق الله تعالى ما هو؟ فقال

نور نبيك يا جابر، خلقه الله ثم خلق منه كل خير.

جابر بن عبدالله مى گويد: از رسول خدا صلى الله عليه و آله پرسيدم ، اولين چيزى ، كه خدا آفريد چه

بوده است ؟! فرمود: اى جابر نور رسول خدا پيغمبرت بود، آن نور را آفريد سپس به تمامى خوبيها و

خيرها از آن نور هستى بخشيد.

عن جابر قال : قال رسول الله : اول خلق نورى ، ففتق منه نور على ، ثم خلق العرش و اللوح و الشمس

وضوء النهار و نور الابصار و العقل و المعرفة 

از جابر روايت شده است كه ، پيغمبر فرمود: خداوند اولين چيزى را كه آفريد، نور من بود، از آن نور، نور على را شكافت ، سپس عرش و لوح و آفتاب و روشنى روز و نور چشمها و عقل و معرفت را به وجود آورد.

از اميرمؤ منان عليه السلام روايت شده است كه آن حضرت فرمود: خداوند بود و غير از او چيزى وجود

نداشت ، پس اولين چيزى كه ، (چهارصد و بيست هزار سال پيش از آفرينش آب ، عرش ، كرسى ،

آسمانها و زمين و پيش از لوح ، قلم ، بهشت ، جهنم ، ملائكه و آدم و حوا) آفريد، نور حبيبش محمد

صلى الله عليه و آله بود...

از امام صادق عليه السلام روايت شده است كه فرمود: 

إن الله تبارك و تعالى خلق نور محمد صلى الله عليه و آله قبل أن يخلق السماوات ولارض و العرش

والكرسى واللوح و القلم والجنة والنار، و قبل ان يخلق آدم و نوحا و ابراهيم و اسماعيل و اسحق و يعقوب و موسى و عيسى و داود و سليمان ، و قبل ان يخلق الانبياء كلهم باربعماة الف سنة و اربع و عشرينم الف سنة .

امام صادق (ع) خداوند نور محمد صلى الله عليه و آله را چهارصد و بيست و چهارهزار سال پيش از آفرینش آسمانها، زمين ، عرش ، كرسى ، لوح ، قلم ، بهشت ، و جهنم و پيش از آفرينش ‍ آدم ، نوح ، ابراهيم ، اسحق ، يعقوب ، موسى ، عيسى ، داود و سليمان ، و پيش ‍ از آفرینش تمامى انبياء به وجود آورد.

این نمونه ی بسیار اندکی بود که همین مقدار ممکنه برای خیلی از خوانندگان ثقیل باشه و هضمش

ممکن نباشه.  حال اگه بخواهیم احادیث و روایاتی رو که راجع به شخصیت و هویت و حقیقت وجود

نورانی حضرت ختمی مرتبت احصاء کنیم ، همون قول شاعره که میگه:

کتاب فضل تو را آب بحر کافی نیست         که تر کنم سر انگشت و صفحه بشمارم

حال باشد تعاریف و تفاسیری که از جانب حکما و فلاسفه و عرفا در بیان مقام آن حضرت ذکر شده که

انشاء الله در پست بعدی شمه ای از اون رو بیان خواهم کرد.


برچسب‌ها: پیامبر, ص, عقل, محمد مصطفی, امام علی, ع, امام صادق, حقیقت محمدیه, حدیث قدسی, خلقت نوری
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن مي باشد.

پیج رنک

آرایش

طراحی سایت